روایت شناسی جمله معترضه در تاریخ بیهقی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه جیرفت

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه جیرفت، جیرفت، کرمان، ایران

10.22103/jll.2020.15137.2734

چکیده

در دستور سنتی جمله به عنوان بزرگ‌ترین واحد زبان، متشکل از کلمات و گروه‌هایی است که به صورت متوالی به هم پیوسته‌اند و معنای مورد نظر گوینده را منتقل می‌کنند. جمله معترضه بند وابسته‌ای است که در میانه جمله یا جملات می‌‌آید و موضوع و معنایی دیگر را علاوه بر غرض اصلی گوینده، به جمله می‌افزاید. بر همین اساس نیز قابل حذف از جمله اصلی است و ذکر آن ضروری به‌نظر نمی‌رسد. روایت نیز از منظری ساختاری، دستوری دارد و متشکل از نهاد و گزاره‌های فعلی و وصفی و امثالهم است، با این تفاوت که معنای آن مانند جمله، حاصل جمع سادة گزاره‌ها نیست بلکه این گزاره‌ها از طریق ترکیب در سطحی بالاتر از جمله، معنا پیدا می‌کند. هر عنصر زبانی در سطح روایت می‌تواند از طریق این ترکیب‌ها، دلالت‌های گوناگونی ایجاد کند. جمله معترضه نیز اگرچه در سطح جمله، فرعی و قابل حذف به نظر می‌رسد، وقتی در ساختار ترکیبی روایت بررسی شود، با دیگر سطوح روایت ارتباط برقرار می‌کند و رکنی ساختاری محسوب می‌شود، تا جایی‌که حذف آن، اخلال‌های زبانی و معنایی در روایت ایجاد می‌کند. با توجه به بسامد بالای جملات معترضه در تاریخ بیهقی، در این پژوهش تلاش شده تا با رویکرد روایت‌شناختی، کارکردهای روایی این ویژگی سبکی بررسی شود. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که این ساختار نحوی کارکردهای روایی و معنایی مهمی‌در این متن دارد که مهم‌ترین آنها شخصیت‌پردازی، ایجاد زمان‌پریشی، بازنمایی ایدئولوژی‌های مؤلف پنهان و تقویت بنیان علّی حوادث است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Narrative of the Protestant Sentence in the History of Bayhaqi

نویسندگان [English]

  • mahdi dehrami 1
  • mohsen akbari zadeh 2
2 university of jiroft
چکیده [English]

In the traditional grammar, the sentence as the largest unit of language consists of words and groups that are consecutively intertwined and convey the intended meaning of the speaker. A protest sentence is a dependent clause that comes in the middle of a sentence or sentence and adds another subject and meaning in addition to the main purpose of the speaker, so it can also be omitted from the main sentence and it does not seem necessary. The narrative is also structurally grammatical and consists of existing and descriptive entities and propositions, etc. . Each linguistic element at the narrative level can have various implications through these combinations. Even though the sentence at the level of the sentence seems subordinate and removable, it interacts with other levels of narrative when it is examined in the compositional structure of the narrative and is considered a structural element to the extent that its elimination of linguistic and semantic disturbances in the narrative creates It does. Given the high frequency of protest sentences in Bayhaqi history, this study attempts to investigate the narrative functions of this stylistic feature with a narrative approach. The results of this study show that this syntactic structure has important narrative and semantic functions in this context, the most important of which are characterization, the creation of time for ambiguity, the representation of hidden author ideologies, and the reinforcement of the causal basis of events

کلیدواژه‌ها [English]

  • Protestant Sentence
  • Narratology
  • History of Bayihaqi
  • Personalization
فهرست منابع
منابع فارسی
احمدی، بابک. (1380). ساختار و تاویل متن. چاپ پنجم، تهران: مرکز.
احمدی، بابک. (1386). رساله تاریخ(جستاری در هرمنوتیک تاریخ). تهران: مرکز.
بارت، رولان. (۱۳۸۷). درآمدی بر تحلیل ساختاری روایت‌ها. ترجمه محمّد راغب. تهران: فرهنگ صبا.
بهار، محمدتقی. (1349). سبک شناسی. تهران: امیرکبیر.
پارسا، احمد، محمودی، شهلا. (1398). «کارکردهای معنایی-منظوری جملات معترضه در تاریخ بیهقی». فنون ادبی. سال یازدهم، شماره4، صص 14-1.
پورتر، ابوت. (1397). سواد روایت. ترجمه رویا پورآذر و نیما اشرفی. تهران: اطراف
ت‍ودورف، ت‍زوت‍ان.‌ (۱۳82)‌. بوطی‍ق‍ای‌ س‍اخ‍ت‍ارگ‍را. ت‍رج‍م‍ه‌ م‍ح‍م‍د ن‍ب‍وی.‌ ‏ت‍ه‍ران: آگ‍اه‌
بیهقی، محمّدبن حسین. (1388). تاریخ بیهقی. مقدّمه، تصحیح، تعلیقات، توضیحات و فهرست‌ها از محمّدجعفر یاحقّی و مهدی سیّدی. تهران: سخن.
خیّام‌پور، عبدالرسول. (1388). دستور زبان فارسی. چاپ چهاردهم، تهران: ستوده.
10. رادویانی، محمدبن عمر. (1362). ترجمان البلاغه. تصحیح احمد آتش. تهران: اساطیر.
11. دیپل، الیزابت. (1389). پیرنگ. ترجمۀ مسعود جعفری‌جزنی. تهران: نشرمرکز
12. ریمون کنان، شلومیت. (1387). روایت داستانی: بوطیقای معاصر. ترجمه ابوالفضل حرّی. تهران: نیلوفر
13. سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن. (1376). الاتقان فی علوم القرآن. جلد دوم. ترجمه سیّد مهدی حائری قزوینی. چاپ ششم، تهران: امیرکبیر.
14. شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1391). رستاخیز کلمات. تهران: سخن
15. فرشیدورد، خسرو. (1388). دستور مفصّل امروز. چاپ سوم، تهران: سخن.
16. لوته، یاکوب. (۱۳۸7). مقدّمه‌ای بر روایت در ادبیات و سینما. مترجم امیر نیک‌فرجام. تهران‏‫: مینوی‌خرد
17. لوکاچ، گئورک. (1388). رمان تاریخی. ترجمه شاپور بهیان. تهران: نشر اختران
18. مارتین، والاس. (1391). نظریّه‌های روایت. ترجمه محمّد شهبا. چاپ پنجم، تهران: هرمس
19. ممتحن، مهدی. (1387). «جمله معترضه و تاثیر بلاغی آن در قرآن کریم». پژوهشنامۀ قرآن و حدیث. شماره پنجم، صص59-72.
20. مولایی نیا، عزت الله. (1386). «اسلوب اعتراض در بلاغت قرآن». فصلنامۀ تخصصی علوم ادبی. سال اول، شماره چهارم، صص 65-83.
21. وطواط، رشیدالدین محمد. (بی‌تا). حدائق‌السحر فی الدقائق‌الشعر. تصحیح عباس اقبال. تهران: مطبعه مجلس.
 
منابع عربی
ابن معتز، عبدالله. (1402). کتاب البدیع. تعلیق المقدمه و الفهارس اغناطیوس کراتشقوفسکی. بیروت: دارالمسیرة.
زرکشی، امام بدرالدین محمد بن عبدالله. (1427). البرهان فی علوم القرآن. تحقیق ابی الفضل الدمیاطی. مصر: دار الحدیث.