نشریه نثر پژوهی ادب فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان،نثر فارسی Journal of Prose Studies in Persian Literature

گونه‌شناسی حماسه‌های منثور پهلوی: تحلیل روایت یادگار زریران و کارنامۀ اردشیر بابکان بر پایۀ نظریۀ کارکرد زبانی یاکوبسن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

2 نویسندۀ مسئول، دانشیار، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

3 دانشیار ، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

10.22103/jll.2025.25534.3217

چکیده

زمینه / هدف : با وجود جایگاه برجستۀ متون پهلوی در تاریخ ادبیات و فرهنگ ایران، گونه‌شناسی حماسه‌های منثور پیش از اسلام اغلب بر پایۀ تقسیم‌بندی‌های سنتی یا برداشت‌های کلی صورت گرفته و کمتر به تحلیل کارکردهای زبانی در چارچوبی نظام‌مند توجه شد‌ه‌است. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ، دو متن شاخص پهلوی، «یادگار زریران» و «کارنامۀ اردشیر بابکان» را در چارچوب مدل شش‌گانۀ کارکردهای زبانی رومن یاکوبسن، مورد تحلیل تطبیقی قرار می‌دهد. در ابتدا، مبانی نظری پژوهش شامل تعریف‌ها و طبقه‌بندی‌های سنتی و جدید گونه‌شناسی متون حماسی مرور می‌شود و سپس شاخص‌های کارکردی زبان، به‌عنوان چارچوب تحلیل انتخاب می‌گردد. در انتها نیز راهکاری برای تحلیل و دسته‌بندی دقیق‌تر متون حماسی از نظر گونه‌شناسی ارائه می‌دهد.
روش/ رویکرد: روش پژوهش حاضر، تلفیقی و مبتنی بر تحلیل کیفی محتوای متون است و نمونه‌های زبانی و روایی هر اثر براساس مطالعات کتابخانه‌ای و با رویکرد مقایسه‌ای استخراج و سپس بر مبنای کارکردهای شش‌گانۀ یاکوبسن تحلیل می‌شود.
یافته ­ها / نتایج: یافته‌ها نشان می‌دهد که در کارنامۀ اردشیر بابکان، کارکرد ارجاعی زبان برجسته ‌است. این متن، با ساختاری شبه‌تاریخی وبا لحن گزارش‌گونه و بهره‌گیری محدود از آرایه‌های بلاغی، بیشتر بر انتقال رویدادها و مشروعیت‌بخشی تاریخی متمرکز است. در مقابل، یادگار زریران با تأکید بر کارکردهای ادبی و عاطفی، نمونه‌ای تمام‌عیار از حماسۀ منثور به شمار می‌رود. در این روایت، با حضور پررنگ عناصر پیرنگی پویا، شخصیت‌پردازی بارز و کاربست گستردۀ آرایه‌های بلاغی، برانگیختن عواطف را در اولویت قرار می‌دهد. نتایج پژوهش نه تنها تمایز بنیادین این دو متن را در عرصۀ گونه‌شناسی آشکار می‌کند، بلکه الگویی کاربردی برای بازتعریف مرزهای گونه‌شناسی حماسه‌های منثور بر پایه‌ای عینی و زبانی ارائه می‌کند. کاربست رویکرد یاکوبسن در این پژوهش امکان تعمیم و به کارگیری این مدل را در تحلیل سایر متون منثور فارسی تا دوره‌های متأخر، فراهم می‌آورد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Typology of Pahlavi Prose Epics: A Narrative Analysis of Yadgar-e Zariran and Karname-ye Ardashir-e Babakan Based on Jakobson’s Linguistic Functions

نویسندگان [English]

  • amin Malekipour 1
  • Saeid Shafieioun 2
  • Mortaza Hashemi 3
1 Ph.D. Candidate, Department of Persian Language and Literature, University of Isfahan, Isfahan, Iran.
2 Corresponding author, Associate Professor, Department of Persian Language and Literature, University of Isfahan, Isfahan, Iran
3 Associate Professor, Department of Persian Language and Literature, University of Isfahan, Isfahan, Iran.
چکیده [English]

Purpose: Despite the prominent status of Pahlavi texts in the history of Iranian literature and culture, the typology of pre-Islamic prose epics has largely relied on traditional classifications or broad, impressionistic interpretations, with limited attention paid to a systematic analysis of linguistic functions. Aiming to fill this gap, the present study conducted a comparative analysis of two major Pahlavi works, including  Yadgar-e Zariran (The Memorial of Zariran) and Karname-ye Ardashir-e Babakan (The Book of the Deeds of Ardashir-e Babakan), within the framework of Roman Jakobson’s sixfold model of linguistic functions. The theoretical foundations of the study were first reviewed, including both traditional and modern definitions and classifications of epic genres. Subsequently, the functional indicators of language were adopted as the basis of analysis. The study concluded by proposing a more precise method for the analysis and classification of epic texts from a typological perspective.
 
Method and Research: The study employed a combined methodological approach grounded in qualitative content analysis. Linguistic and narrative samples from each text were extracted through library-based research and analyzed comparatively in accordance with Jakobson’s six linguistic functions.
 
Findings and Conclusions: The findings indicated that in Karname-ye Ardashir-e Babakan, the referential function of language predominates. With its quasi-historical structure, report-like tone, and limited use of rhetorical devices, the text focuses primarily on conveying events and providing historical legitimization. In contrast,  Yadgar-e Zariran, emphasizing poetic and emotive functions, constitutes a full-fledged example of a prose epic. Its dynamic plot structure, salient characterization, and extensive deployment of rhetorical figures foreground the evocation of emotions. The results not only revealed a fundamental typological distinction between the two narratives but also offer a practical model for redefining the boundaries of prose-epic typology on a linguistic and objective basis. The application of Jakobson’s framework in this study further enables the extension of this model to the analysis of other Persian prose texts across later historical periods.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Typology
  • Function of Language
  • Prose epic
  • Yadgar i Zariran
  • Karnameh i Ardashir Babakan
  1. الف.منابع فارسی

    1. ابویسانی، زهرا؛ فخراسلام، بتول؛ مشهور، پروین‌دخت؛ و نوروز، مهدی. (1399). «بررسی نقش‌های زبانی داستان اردشیر و هفتواد از شاهنامه فردوسی با رویکرد تمثیلی و بر پایه نظریه ارتباط کلامی یاکوبسن». فصلنامۀ تحقیقات تمثیلی در زبان و ادبیات فارسی. شماره 43. صص: 35-58.
    2. احمدی، بابک. (1370). ساختار و تأویل متن. تهران: مرکز.
    3. تفضلی، احمد. (1376). تاریخ ادبیات پیش از اسلام. تهران: سخن.
    4. جعفرپور، میلاد؛ کهدویی، محمدکاظم؛ نجاریان، محمدرضا؛ و نفیسه ایرانی. (1396). «معرفی نسخه فارسی حماسه منثور بطال نامه و برخی ویژگی‌های آن». متن شناسی ادب فارسی. شمارۀ2. صص: 99-120. Doi: 10.22108/rpll.2017.21656  
    5. خالقی‌مطلق، جلال. (1386). حماسه، پدیده‌شناسی تطبیقی شعر پهلوانی. تهران: مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی.
    6. خطیبی، حسین. (1386). فن نثر در ادب پارسی. تهران: زوار.
    7. زرقانی، مهدی. (1401). «گونه‌شناسی در مطالعات عرفانی». عرفان پژوهی در ادبیات. دوره 1. شمارۀ1. صص: 187-203. Doi: 10.22054/msil.2022.58193.1014
    8. زرقانی، مهدی. (1388الف). تاریخ ادبی ایران و قلمرو زبان فارسی. تهران: سخن.‎
    9. زرقانی، مهدی. (1388ب). «طرحی برای طبقه‌بندی انواع ادبی در دوره کلاسیک». فصلنامۀ پژوهش‌های ادبی. سال 6. شمارۀ 24. صص: 81-106.
    10. شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. (1352). «انواع ادبی و شعر فارسی». خرد و کوشش. دورۀ چهارم. صص: 96-119.
    11. صفا، ذبیح‌الله. (1333). حماسه‌سرایی در ایران. تهران: امیرکبیر.
    12. صفوی، کورش. (1380). از زبان شناسی به ادبیات. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی.
    13. غیبی، بیژن. (1395). دوازده متن باستانی. تهران: انتشارات دکتر محمود افشار با همکاری انتشارات سخن.
    14. فراو، جان. (1398). ژانر. ترجمۀ لیلا میرصفیان. تهران: علمی و فرهنگی.
    15. لوکاچ، جورج. (1397). نظریۀ رمان. ترجمۀ حسن مرتضوی. تهران: آشیان.
    16. ماهیار نوابی، یحیی. (1387). یادگار زریران. تهران: اساطیر.
    17. محمدیان، عباس و میلاد جعفرپور. (1391). «اهمیت داستان‌های حماسی، پهلوانی منثور در تاریخ ادبیات فارسی». تاریخ ادبیات. شماره 2/ 5. صص: 233- 264.
    18. مشکور، محمدجواد. (1369). کارنامۀ اردشیر بابکان. تهران: دنیای کتاب.
    19. موسوی، سیدفاطمه. (1390). عناصر داستانی در چند متن فارسی میانه. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
    20. یاکوبسن، رومن. (1380). زبان‌شناسی و شعرشناسی. ترجمۀ‌  کوروش صفوی، تهران: هرمس.
    21. یزدانجو، پیام. (1390). ادبیات پسامدرن. تهران: مرکز.